پایین آوردن /pɒːjiːn ɒːvɑːrdæn/ فعلEnglishlowerEspañolbajarExampleاو صدایَش را به زمزمهای **پایین آورد** — که انگار رازی را فاش میکرد.He lowered his voice to a whisper.استفاده از «صدا را پایین آوردن» بسیار رایج است.