پیکربندی /peɪkær-bændiː/ Noun

English
configuration
Español
configuración

Example

  • طرح بر اساس چهار **پیکربندی** مربع استوار است.
  • The design is based on four configurations of squares.
  • پیکربندی در اینجا به ساختار هندسی اشاره دارد.