پوشاندن /puːʃɒːdæn/ Adjective
- English
- covered
- Español
- cubierto
Example
- صورتش از خونِ پس از افتادن، **پوشیده** بود. (خونین / غرق در خون / آغشته به خون)
- His face was covered in blood after the fall.
- استفاده از 'پوشیده' در اینجا بسیار طبیعی و تصویری است.