ساعت /sɒːˈʔæt/ Noun

English
clock
Español
reloj

Example

  • زنگِ (به صدا درآمدن / نواختن / اعلام کردن) ساعت دوازده را به صدا درآورد و آغاز سال نو را نوید داد.
  • The clock struck twelve, signaling the start of the new year.
  • در فرهنگ ما، اعلام ساعت توسط ساعت‌های بزرگ شهری اهمیت نمادین دارد.