سرپرست /sær.pæræst/ Noun

English
supervisor
Español
jefe

Example

  • سرپرستِ من درخواست مرخصی‌ام را تأیید کرد. (تأیید کردن / تصویب کردن / امضا کردن)
  • My supervisor approved my leave request.
  • استفاده از «سرپرست» در محیط کار مدرن بسیار رایج است.