عادلانه /ɒːdeˈlɒːne/ Adjective

English
fair
فارسی
عادلانه

Example

  • داور یک رأی [عادلانه] داد. — داور یک رأی دادگرانه داد.
  • The referee made a fair call.
  • عادلانه رایج‌ترین انتخاب برای قضاوت است.