اخلاقی /æxlɒːɢiː/ Adjective

English
ethical
فارسی
اخلاقی

Example

  • شرکت ما یک منشور [اخلاقی] سفت و سخت دارد.
  • The company has a strict ethical code.
  • استفاده از 'منشور' برای 'Code' در متون رسمی رایج است.