عکاسی /ækkɒːsiː/ NounEnglishphotographyفارسیعکاسیExampleسرگرمیهای او کوهنوردی و عکاسی اَست. (هنر تصویرسازی / ثبت نور / تصویربرداری)Her hobbies include hiking and photography.استفاده از «است» در انتهای جمله، لحن را کمی رسمیتر میکند.