آموزش /ɒːmuːˈzɛʃ/ Noun

English
education
فارسی
آموزش

Example

  • او تحصیلات ابتدایی خود را در لندن به پایان رساند. (آموزش / تعلیم / پرورش)
  • She completed her primary education in London.
  • فعل «گذراندن» برای اتمام دوره رایج است.