باستانی /bɒːstɒːˈniː/ Adjective

English
ancient
فارسی
باستانی

Example

  • باستان‌شناسان در حال کاوش معابد ویران‌شده‌ی این تمدن باستانی هستند.
  • Archaeologists are excavating the ruined temples of this ancient civilization.
  • باستانی بار علمی و تاریخی قوی دارد.