اندوه /ænˈduːh/ NounEnglishgriefفارسیاندوهExampleاو در مراسم ترحیم، در **اندوهِ** عمیقی فرو رفت.She was overcome with grief at the funeral.استفاده از «فرو رفتن» حس غرق شدن در احساس را میرساند.