آرام /ɒːˈrɒːm/ Adjective

English
calm
فارسی
آرام

Example

  • حفظ [آرام] در شرایط اضطراری بسیار مهم است.
  • It is important to keep calm in an emergency.
  • آرام در اینجا به معنی حفظ خونسردی است.