ارباب /ærbɒːb/ Noun

English
lord
فارسی
ارباب

Example

  • او با یک «سیدِ» ثروتمند ازدواج کرده است. (سید / مالک / سرور)
  • She is married to a lord.
  • استفاده از «سید» در اینجا بار معنایی سنتی و محترمانه‌ای دارد.