مرتب کردن /morættæb kær dæn/ Verb
- English
- arrange
- فارسی
- مرتب کردن
Example
- لطفاً پروندهها را بر اساس تاریخ [تنظیم کردن / مرتب کردن / سازمان دادن]؛ این کار به ما کمک میکند.
- Please arrange the files by date.
- استفاده از «تنظیم کردن» برای اسناد رایج است.