اسباببازی /æsbɒːb-bɒːziː/ NounEnglishtoyفارسیاسباببازیExampleکف اتاق پر از اسباببازیهای پلاستیکی بود.The floor was covered in plastic toys.اسباببازی (Asbāb-bāzi) رایجترین و خنثیترین انتخاب است.