آشغال /ɒːʃˈɣɒːl/ Noun

English
litter
فارسی
آشغال

Example

  • جریمه‌هایی برای کسانی که اقدام به اِلقای آشغال (زبالهٔ رهاشده / پسماند) می‌کنند، در نظر گرفته خواهد شد.
  • There will be fines for people who drop litter.
  • استفاده از فعل «اِلقا کردن» (به جای انداختن) بار رسمی‌تری به جمله می‌دهد.