آشکار /ɒːʃkɒːɾ/ AdjectiveEnglishapparentفارسیآشکارExampleتعهد آنها برای همهٔ کسانی که تماشا میکردند، **آشکار** بود.Their devotion was apparent to all who watched them.استفاده از آشکار برای احساسات قوی، بسیار رایج است.