مشهود /mæʃˈhuːd/ Adjective

English
visible
فارسی
مشهود

Example

  • ماه کاملاً آشکار در آسمان شب می‌درخشید. (ماه کاملاً دیده شدنی / هویدا)
  • The moon was clearly visible in the night sky.
  • استفاده از 'کاملاً' برای تأکید بر وضوح است.