نقص /næghs/ Noun

English
defect
فارسی
نقص

Example

  • خودرو به دلیل **عیب** فرمان فراخوان شد.
  • The car was recalled due to a steering defect.
  • عیب (Ayb) در اینجا بار فنی و ساختاری دارد.