از طرف /æz tæɾæf/ NounEnglishbehalfفارسیاز طرفExampleاو جایزه را **از طرفِ** تیمش دریافت کرد. (دریافت کردن جایزه به نمایندگی)She accepted the prize on behalf of her team.رایجترین و گرمترین ساختار برای این مفهوم.