آزادی /ɒːzɒːˈdiː/ Noun

English
liberty
فارسی
آزادی

Example

  • مبارزه برای عدالت و آزادیِ [آزادی] همچنان ادامه دارد.
  • The fight for justice and liberty continues.
  • آزادی در اینجا بار سیاسی و اجتماعی دارد.