آزمایش /ɒːzmɒːˈjeʃ/ Noun

English
experiment
فارسی
آزمایش

Example

  • دانش‌آموزان یک آزمایشِ ساده برای اندازه‌گیری گرانش انجام دادند.
  • The students performed a simple experiment to measure gravity.
  • فعل 'انجام دادن' برای این مفهوم بسیار رایج است.