عضله /æz.læ/ Noun

English
muscle
فارسی
عضله

Example

  • او در حین بازی، یک **عضله‌ی** ساق پایش را کشید.
  • He tore a calf muscle during the game.
  • کشیدن عضله در فارسی بسیار رایج است.