بدبین /bæd.biːn/ Adjective

English
cynical
فارسی
بدبین

Example

  • او نسبت به خیریه‌های شرکتی نگرشی بدبینانه پیدا کرد. (او نسبت به خیریه‌های شرکتی، دیدگاهی بدبینانه ساخت.)
  • She developed a cynical attitude toward corporate charity.
  • استفاده از 'ساختن' در اینجا به معنای 'تولید کردن' یا 'پیدا کردن' است، نه 'بنا کردن'.