ماندن /mɒːndæn/ VerbEnglishremainفارسیماندنExampleهوای اتاق [ماند] سرد تا صبح. (باقی ماندن / استمرار یافتن) — اتاق تمام شب سرد باقی ماند.The room remained cold all night.در اینجا 'ماندن' حالت فیزیکی را به خوبی منتقل میکند.