بخار /boˈxɒːr/ Noun

English
steam
فارسی
بخار

Example

  • از کتری در حال جوش، **بخار** برمی‌خاست. (برخاستنِ **بخار** از کتریِ در حال جوش)
  • Steam rose from the boiling kettle.
  • برخاستن فعل بسیار مناسبی برای توصیف حرکت بخار است.