باران /bɒːˈrɒːn/ NounEnglishrainفارسیبارانExampleبارانِ [باریدن/ریختن/آمدن] درست به موقع برای پیکنیک تمام شد.The rain stopped just in time for the picnic.باران در فارسی معمولاً با فعل «آمدن» یا «باریدن» میآید.