پرامپت /pɾɒːmpet/ VerbEnglishpromptفارسیپرامپتExampleکشفِ تازه، زمینهسازِ یک تحقیقِ جدی شد. (برانگیختن)The discovery prompted an investigation.استفاده از 'زمینهساز شدن' بسیار فاخر و مناسب است.