الکتریکی /elɛktɾiki/ AdjectiveEnglishelectricalفارسیالکتریکیExampleخانه نیاز به بازرسی برقی دارد. (بازرسی / تعمیر / سیمکشی)The house needs an electrical inspection.در فارسی، 'بازرسی برقی' رایجتر از 'بازرسی الکتریکی' است.