بیزنسمن /biznesmæn/ Noun
- English
- businessman
- فارسی
- بیزنسمن
Example
- گروهی از سیاستمداران و بازرگانانِ ایتالیاییِ میهمان امروز رسیدند.
- A group of visiting Italian politicians and businessmen arrived today.
- استفاده از 'بازرگان' رسمیتر و کلاسیکتر است.