بازدهی / تسلیم شدن /bɒːz.dæ.hiː/ NounEnglishyieldفارسیبازدهی / تسلیم شدنExampleمزرعه گزارش [بازده] محصولی بیسابقه داشت.The farm reported a record crop yield this season.در اینجا «بازده» کاملاً با مفهوم مالی و کشاورزی همخوانی دارد.