شرح دادن /ʃærh dɒːdæn/ Verb

English
recount
فارسی
شرح دادن

Example

  • او جزئیات حادثه را برای پلیس بازگو نمود. (روایت کردن / شرح دادن / نقل کردن) — او جزئیات حادثه را برای پلیس بازگو نمود.
  • He recounted the events of the accident to the police.
  • استفاده از «نمود» به جای «کرد» لحن را کمی فاخرتر می‌کند.