تأمل کردن / بازتاب دادن /tæʔæmmol kær dæn/ VerbEnglishreflectفارسیتأمل کردن / بازتاب دادنExampleآبِ زلال کوهستان، قلههای برفی را [بازتاب میدهد].The lake reflected the snow-capped mountains.استفاده از «بازتاب دادن» برای انعکاس فیزیکی.