از قرار معلوم /æz ɢæɾɒːɾe mæ'luːm/ Adverb
- English
- presumably
- فارسی
- از قرار معلوم
Example
- به گمانم، قطار به دلیل طوفان تأخیر خواهد داشت.
- Presumably, the train will be delayed due to the storm.
- استفاده از «به گمانم» لحنی صمیمیتر و شخصیتر از «ظاهراً» دارد.