کار کردن /kɒːr kær.dæn/ Verb

English
operate
فارسی
کار کردن

Example

  • بیشتر یخچال‌های خانگی در دمای زیر ۱۸- درجهٔ سانتی‌گراد [به کار می‌افتند].
  • Most domestic freezers operate at below −18°C.
  • استفاده از ساختار لازم برای دستگاه‌ها طبیعی است.