کنار گذاشتن /kænɒːr ɡozɒːʃtæn/ Adverb

English
aside
فارسی
کنار گذاشتن

Example

  • پرده را کنار زد تا بیرون را ببیند. (کنار زدن)
  • She pulled the curtain aside to look out.
  • در فارسی، فعل مرکب «کنار زدن» بار معنایی حرکت فیزیکی را می‌رساند.