سوار کردن /sævɒːɾ kærˈdæn/ Verb
- English
- mount
- فارسی
- سوار کردن
Example
- پلیس یک تحقیق را [به راه انداختن: آغاز کردن/برپا کردن/شروع کردن] در مورد آن حادثه.
- The police mounted an investigation into the incident.
- در فارسی رسمی، «به راه انداختن» برای شروع تحقیقات یا کمپینها بسیار پرکاربرد است.