از سر استیصال /ez.te.sɒːl/ AdverbEnglishdesperatelyفارسیاز سر استیصالExampleاو به شدت اطرافش را برای یافتن سلاح جستجو کرد.She looked desperately around for a weapon.استفاده از «به شدت» برای بیان جستجوی فعال و نیازمندانه.