به‌سرعت /be.soɾ.ʕæt/ Adverb

English
rapidly
فارسی
به‌سرعت

Example

  • شهر طی دهه‌ی گذشته به سرعت رشد کرد. (رشد کردن / به سرعت / رشد کردن)
  • The city has grown rapidly over the last decade.
  • رایج‌ترین و خنثی‌ترین بیان برای رشد سریع.