تعلیق /tæʔliːɢ/ Verb

English
suspend
فارسی
تعلیق

Example

  • لوستر از سقف بلند [آویخته شد] — از: آویختن / آویزان کردن / معلق ماندن
  • The chandelier was suspended from the high ceiling.
  • در اینجا، «آویختن» (آویزان کردن) زیباترین و رایج‌ترین انتخاب است.