بهبود یافتن /behbuːd jɒːftæn/ Verb
- English
- recover
- فارسی
- بهبود یافتن
Example
- او هنوز در حالِ [بهبود یافتن] (بهبود یافتن / بازیابی شدن / سر پا شدن) از عمل جراحیاش است.
- He is still recovering from his operation.
- در مورد سلامتی، «بهبود یافتن» رایجترین و گرمترین انتخاب است.