بهبود /behbuːd/ Verb

English
improve
فارسی
بهبود

Example

  • در مجموع، وضعیت به طرز چشمگیری بهتر شد. (بهبود یافت / ارتقا پیدا کرد)
  • Overall the situation has improved dramatically.
  • بهبود یافتن (خودش) رایج‌تر است.