حاد /hɒːd/ AdjectiveEnglishacuteفارسیحادExampleکمبود آب در منطقه، نیازمند **اقدامی بسیار شدید** است. (بسیار شدید / حیاتی / جدی)There is an acute shortage of water in the region.استفاده از «بسیار شدید» برای کمبود، رایجتر از ترجمه مستقیم است.