بزرگ /bozorg/ AdjectiveEnglishlargeفارسیبزرگExampleآنها در خانهای بُزُرگ در کنار پارک زندگی میکنند. (بُزُرگسالار / وسیعبنیان / گِنده-خانه)They live in a large house near the park.بُزُرگ رایجترین و خنثیترین انتخاب است.