طبقه بالا /tæbæʁe-je bɒːlɒː/ AdverbEnglishupstairsفارسیطبقه بالاExampleاو برای برداشتن کتش به طبقهٔ بالایی رفت. (بالا رفتن / صعود کردن / رفتن)She walked upstairs to get her coat.فعل «رفتن» با قید «بالا» ترکیب مغناطیسی میسازد.