نمایشی /næmɒːˈjeʃiː/ Adjective
- English
- dramatic
- فارسی
- نمایشی
Example
- شرکت گزارش افزایشِ **چشمگیر** سود را داد. (افزایشِ **تأثیربرانگیز** / **ناگهانی**)
- The company reported a dramatic increase in profits.
- در فارسی، «چشمگیر» برای آمار و ارقام بسیار رایج است.