پرتره /porˈtɾe/ NounEnglishportraitفارسیپرترهExampleاو دستور داد تا یک چهرهنگاریِ استادانه از مادربزرگش بکشند.She commissioned a portrait of her grandmother.استفاده از فعل «کشیدن» (نقاشی کردن) برای این مفهوم بسیار رایج است.