متقاعد کردن /motæɢɒːˈæd kærˈdæn/ VerbEnglishconvinceفارسیمتقاعد کردنExampleدادهها نتوانستند سرمایهگذاران را قانع سازند.The data failed to convince the investors.در اینجا، «قانع ساختن» بار رسمیتری نسبت به «متقاعد کردن» دارد.