دائمی /dɒːʔɛmiː/ Adjective

English
permanent
فارسی
دائمی

Example

  • او نتوانست شغلِ [دائمی] بیابد.
  • She was unable to find a permanent job.
  • در اینجا 'دائمی' به معنای شغلی با امنیت شغلی بالا است.