ادغام کردن /edɣɒːm kærdæn/ Verb

English
integrate
فارسی
ادغام کردن

Example

  • هدف این است که تمام بخش‌ها را در یک مرکز واحد **درآمیزیم**.
  • These programs will integrate with your existing software.
  • استفاده از «درآمیختن» حس صمیمیت و ترکیب طبیعی را منتقل می‌کند.